بولتن مجازی دانشجویان صنایع دستی پیام نور
تریبون آزاد

عناوين مهم آرشيو

ارتباط با مدير بولتن


چهارشنبه ٧ تیر ،۱۳۸٥

تبريک دوستان به مناسبت ازدواج خانم ابراهيمی و آقای طالب پور

نويسنده: روح سرگردان

شنبه، 27 خرداد 1385، ساعت 9:8

اين دوتا بالاخره طلسمو شکستن. مبارکه.

 

نويسنده: فرينوش

شنبه، 27 خرداد 1385، ساعت 19:28

سلام. خوشبخت بشيد ... با اميد خدا . بهترين آرزوهای من و همه بچه های صنايع دستی رو بپذيريد!

 

نويسنده: منوچهر

سه شنبه، 30 خرداد 1385، ساعت 8:4

سلام
وصلت دو هنرمند و آغاز زندگی هنری رو به هردوی شما تبريک ميگم و آرزوی سعادت و نیکبختی براتون دارم

 

نويسنده: samira

پنجشنبه، 1 تير 1385، ساعت 23:36

salaaaaaaaaaaam
TABRIK TABRIK ba behtarin arezoha
rozhaye khobi ro dar kenare ham dashte bashin

 

تبريک دوستان به مناسبت اجرای بزرگترين شمسه ی ايران

نويسنده: فرينوش

شنبه، 27 خرداد 1385، ساعت 19:17

سلااااااااااااااااااام. روزمون مبارک و دست همه درد نکنه! همگی خسته نباشيد... موفقيت بزرگی بود... زنده باد صنايع دستی

 

نويسنده: آذين

شنبه، 27 خرداد 1385، ساعت 23:44

بچه ها دستتون درد نکنه . واقعآ که بايد گفت خسته نباشيد و دست مريزاد

 

نويسنده: منوچهر

سه شنبه، 30 خرداد 1385، ساعت 8:8

با سلام و خسته نباشی
به تک تک عزيزان دست مريزاد بايد گفت همچنين به خودم تبریک میگم که چنین دوستان هنرمند فعالی دارم

 

بچه ها همه تون لطف دارين! ممنون!

تبريک به مناسبت روز جهانی صنايع دستی

نويسنده: منوچهر

چهارشنبه، 24 خرداد 1385، ساعت 17:24

سلام
منم اين روز رو به همه دوستداران صنايع دستی و هنرمندان اين رشته تبريک ميگم و اميد موفقيت روزافزون برايتان دارم و اینکه منو دعا کنين

 

پنجشنبه ٤ خرداد ،۱۳۸٥

پيام های اعتراض به کاريکاتور توهين آميز روزنامه ايران

نويسنده: منوچهر

چهارشنبه، 3 خرداد 1385، ساعت 13:10

مسئولان بايد زودتر از اينها وارد عمل ميشدند تا کار به اينجا نميکشيد چندین نفر فرصت طلب به اموال عمومی آسیب برسانند و از احساسات پاک این ملت سو استفاده کنند مسولان استان باید جوابگوی این اهانت ها باشند متاسفانه به مردم آذربایجان هم از داخل (مسئولان) و هم از خارج ضربه وارد می کنند و ما تنهائيم

 

نويسنده: پيام مهر (وبلاگ دانشجويان خوی)

پنجشنبه، 4 خرداد 1385، ساعت 1:15

سلام.
من هم اقدام توهين آميز و اخلاف برانگيز توهين به مردم آذربايجان در روزنامه ايران را محکوم می کنم.
اميدوارم اين گونه اقدامات اهانت آمیز نسبت به هر قوم و نژادی تکرار نشه.

 

ابراز لطف دوستان عزيز نسبت به بنده (در رابطه با اعتراض نامه)

پيام در واکنش به مطلب...

اعتراض نامه مون به دست رئيس کل دانشگاه رسيد

نويسنده: من

چهارشنبه، 27 اردىبهشت 1385، ساعت 14:49

سلام برادر! خسته نباشی...واقعا خسته نباشی. چه اتفاقی بیفته چه نیفته همه مون ازت ممنونیم. حیلی زیاد...! موفق باشی و !

 

نويسنده: منوچهر

شنبه، 30 اردىبهشت 1385، ساعت 13:0

با سلام
دستتون درد نکنه از اينکه اينقدر برای اين رشته تلاش ميکنيد موفق باشيد

 

پيام های دوستان در رابطه با اعتراض نامه (قبل از ارسال)

پيام در واکنش به مطلب...

آخرين مرحله ی امضای اعتراض نامه امروز انجام گرفت ...امضا ها چيزی بالغ بر ۱۰۵ نفر شد....

نويسنده: لیلا

جمعه، 22 اردىبهشت 1385، ساعت 2:0

من جدی جدی فکر ميکنم که این نامه شاید آخرین راهکاری باشد که در چارچوب سیستم دانشگاه تصمیم به آزمودنش گرفتیم؛ ! من يکی که ديگه زدم به سيم آخر .. ديگه حاليم نميشه حسن نژاد کيه معصومی کيه نوروزی کيه ؟ زحمتش بردنش با محمده ولی گمون ميکنم همه ی اون ۱۰۵ نفر پشتش محکم وايستادند . در ضمن به دوستايی که اصلا از اولش تو باغ اين چيزا نبودند و نيستند بفرمايين موقع اضهار نظر کردن يه سری مسائل رو در نظر بگيرند لطفا !! موفق باشين

 

نويسنده: man va khodam

يكشنبه، 24 اردىبهشت 1385، ساعت 16:57

سلام برادر. موفق باشی. به خاطر همه مون بهتره دعا کنيم موفق باشی

 

پنجشنبه ٢۱ اردیبهشت ،۱۳۸٥

پيام مدير وبلاگ دانشجويان پيام نور خوی در ارتباط با اعتراض نامه

پيام در واکنش به مطلب...

با عرض سلام خدمت مدیر گروه محترم صنایع دستی دانشگاه پیام نور

 احتراما به استحضار عالی می رساند ما جمعی از دانشجویان ورودی های 81، 82، 83 و 84 رشته ی صنایع دستی دانشگاه پیام نور مرکز تبریز، نظر به وضعیت بسیار نابسامان این رشته...

نويسنده: پيام مهر

پنجشنبه، 21 اردىبهشت 1385، ساعت 12:47

سلام. ياخجيسيز. من ده ایمضالادیم بو نامنی.
از بازتاب نامه در وبلاگ وزينتان ممنونم.
آدم از کجای اين پيام نور بگه. مشکل پشت مشکل. اميدوارم با اقداماتی اينچنينی صدای دانشجوها به گوش مسئولين پيام نور برسه. با این آقای معصومی مشکل زیاد دارید. نه؟ البته اینجا هم که استاد بودند به دانشجوها رحم نمی کردن.
موفق باشيد.
يا علی.

 

ما هم از شما از شما ممنونيم. اميدواريم همکاری و ارتباط بيشتری با هم داشته باشيم.

پيام مدير سايت پژوهشی فرش ايران در ارتباط با اعتراض نامه

پيام در واکنش به مطلب...

  با عرض سلام خدمت مدیر گروه محترم صنایع دستی دانشگاه پیام نور

 احتراما به استحضار عالی می رساند ما جمعی از دانشجویان ورودی های 81، 82، 83 و 84 رشته ی صنایع دستی دانشگاه پیام نور مرکز تبریز، نظر به وضعیت بسیار نابسامان این رشته...

نويسنده: علی اميری

چهارشنبه، 20 اردىبهشت 1385، ساعت 0:35

متن این نامه در پایگاه علمی پژوهشی فرش ایزان انعکاس یافت
http://www.rugart.org/news/shownews.asp?id=3172

 

از جناب آقای اميری خيلی سپاسگذاريم.

پيام های هم رشته ها در واکنش به تنظيم اعتراض نامه

پيام ها در واکنش به مطلب...  (رجوه به شنبه، 16 اردىبهشت 1385)

...تصميم گرفته شد درصورت موافقت اکثريت بروبچ٬ اعتراض نامه ای به شکل گسترده مستقيما به مسئول گروه صنايع دستی دانشگاهای پيام نور سراسر کشور و يا حتی خطاب به رئيس کل دانشگاه پيام نور نوشته و زير نامه توسط تمامی هم رشته ها امضا بشه. قرار هست اين نامه رو...

نويسنده: منوچهر

شنبه، 16 اردىبهشت 1385، ساعت 9:12

با سلام
محمد جان بنده بااين اقدام موافقم ان شا... نتيجه خوبی هم ميگيريد فقط متن نامه خيلی مهمه !؟

 

نويسنده: روح سرگردان

شنبه، 16 اردىبهشت 1385، ساعت 18:0

بايد باز هم از اون گردهم آيهای بی سر و صدا انجام داد. تنها با نامه نميشه کاری از پيش برد.

 

نويسنده: man va khodam

يكشنبه، 17 اردىبهشت 1385، ساعت 23:2

salam! man ye chizi alan yadam omad.kheili khob mishe age az masoolin bekhahim ye nafar ro vase bazdid az in reshte (be sorate sarzade ke kheili behtare) befrestan inja! khob misheha

 

نويسنده: آذين

پنجشنبه، 21 اردىبهشت 1385، ساعت 2:20

سلام ؛ دست همگي درد نكنه ، كساني كه اين نامه رو تنظيم كردند و كساني كه موافقتشون رو با يه امضا زير اون طومار اعلام كردند . به هر حال هر اقدامي كه صداي اعتراض ما رو به گوش ديگران برسونه ميتونه مفيد باشه . اميدوارم موفق باشيد

 

چهارشنبه ٢۳ فروردین ،۱۳۸٥

پيام خانم اکبرزاده در واکنش به خبر ادغام سازمان صنايع‌دستی با ميراث‌فرهنگی

نويسنده: man va khodam

جمعه، 18 فروردين 1385، ساعت 20:17

سلام. اميدوارم اين کار تاثيری در وضعيت نه چندان مناسب صنايع دستی و حتی گردشگری داشته باشد. مثل هميشه بايد منتظر باشيم

 

خانم اکبرزاده: هورااااااااااا ما هم مهم شديم!

پيام در واکنش به مطلب...

 از جناب آقای اميری به خاطر قرار دادن لينک کلوب صنايع دستی ايران و بولتن مجازی در سايت علمی پژوهشی فرش ايران ٬ قدردانی مينماييم. (رجوع به صفحه اصلی- ۲۰ فروردين)

نويسنده: man va khodam

يكشنبه، 20 فروردين 1385، ساعت 21:0

سلاااااااااااااااااااااااااااام! هورااااااااااا ما هم مهم شديم! خوش به حالمون...!

 

پنجشنبه ۱٧ فروردین ،۱۳۸٥

تبريک های ارسالی به مناسبت عيد نوروز

نويسنده: لیلا   (خانم صادق الوعد)

سه شنبه، 1 فروردين 1385، ساعت 15:17

سلام ..عیدتون مبارک ..برای همه تون از ته دل آرزوی سالی پر از آرامش و نشاط دارم ... ایشالاه تو این سال همش عروس خانم و آقا دوماد ببینیم .. شاد باشین .

 

نويسنده: khosrow (آقای طالبپور)

پنجشنبه، 3 فروردين 1385، ساعت 12:48

سلام ...بایراموز موبارک اولسون...بو یئنی (تازا) ایلده هامیلیخجا گوزل گونلر آرزیلیرام...ساغ و سلامت یاشیون...بو دانیشگاهادا بیر فیکیر چکون، ائلیه بیلسوز ..!

 

نويسنده: man va khodam            (خانم اکبرزاده)

سه شنبه، 8 فروردين 1385، ساعت 23:56

سلااااااااااااااااام! در سايه ايزد تبارک . عيد همگی بود مبارک ... و سالی سبز و شاد داشته باشيد...

 

نويسنده: منوچهر   (آقای شکرگزار)

جمعه، 11 فروردين 1385، ساعت 10:19

سلام به همگی با اينکه خيلی ديره ولی بازم سال جديد رو به تموم برو بچ تبريک ميگم و آرزوی خوشبختی و سعادت را براتون دارم راستی من فردا ميرم مشهد از طرف همه تون نايب الزياره ميشم موفق باشيد

 

التماس دعا

نويسنده: samira    (خانم نصرتی)

پنجشنبه، 17 فروردين 1385، ساعت 12:21

salam be hameye barobacheha sale noe hamegi mobarak,omidvaram sale khobe dashte bashin,dar zemn sharmandeye hamegi ham hastam ke natonestam gable raftan byam bebinam o azaton khodafezi konam hamishe be yadeton hastam o saytetono donbal mikonam,shad o movafag bashinva be omide didar

 

سلاااااااام خانم نصرتی ! بابا يهو کجا گذاشتی رفتی؟! عيد شما هم مبارک. جاتون تو کلاسهامون خاليه. ما هم هميشه به يادتون هستيم سلام ما رو به آقا کاوه و همه ی هموطن‌های مقيم اونجا برسونين. به اين بوش بگين توروخدا دست از سر ما ورداره بذاره اين اتم رو بسازيم يه روزی لازممنون ميشه !!!!

پنجشنبه ۱٧ فروردین ،۱۳۸٥

پيام تبريک مدير سايت علمي پژوهشي فرش ايران

نويسنده: علي اميري

سه شنبه، 15 فروردين 1385، ساعت 9:21

سلام دوستان / عيد تان مبارک وبلاگ جالبی داريد بهتون تبريک ميگم / خوشحال ميشم از مقالات و تحقيقات شما در پايگاه علمی پژوهشی فرش يران (راگ آرت ) بهره مند شويم و از سرویس خبری سایت علمی پژوهشی فرش ایران میتونید برای انتقال فعالیتهای نمایشگاهی و دانشگاهی بصورت رایگان استفاده کنید .

 

E-mail:  amiri@rugart.org

URL:  www.rugart.org

لطف فرموديد آقای اميری. لينک سايت شما در وبلاگ ما هست و از منابع مفيد برای بروبچ مون به شمار ميره. اميدوارم بتونيم درآينده همکاری خوبی با شما داشته باشيم

پنجشنبه ۱٧ فروردین ،۱۳۸٥

پيام های اعتراض به برخورد زشت رئيس دانشگاه با دانشجويان

یادآوری مطالب قبلی  

...بدين وسيله: اعتراض خود را نسبت به رفتار نامناسب رئيس دانشگاه پيام‌نور مرکز تبريز را با جمعی از دانشجويان صنايع دستی٬ اعلام ميداريم. (جهت مطالعه متن کامل به صفحه اصلی مورخه 14 اسفند 1384 مراجعه نماييد)

نويسنده: leyla

دوشنبه، 15 اسفند 1384، ساعت 22:16

...

 

نويسنده: man va khodam

سه شنبه، 16 اسفند 1384، ساعت 11:58

... مثل هميشه بايد حرفهايمان را پر کنيم از ...

 

نويسنده: azin

پنجشنبه، 18 اسفند 1384، ساعت 11:11

در مقابل چنين برخورد هايی نباید سکوت کنيم . يه اعتراض قاطعانه لازمه ...

 

دوستان ممنون. اما انگار بقيه بروبچ از اينکه بهشون توهين بشه زيادم بدشون نمياد.

سه‌شنبه ۱٦ اسفند ،۱۳۸٤

پيام های تسليت دوستان به خانم فرهادی

نويسنده: پیمان

پنجشنبه، 11 اسفند 1384، ساعت 20:15

سلام ببخشيد که من نميتونم به مجلس سالگرد بيام. اميدوارم منو ببخشيد. ولی از همينجا خدمت شما و خانواده محترمتون تسليت عرض می کنم.

 

نويسنده: manochehr

شنبه، 13 اسفند 1384، ساعت 17:13

سلام خانم فرهادی بنده ازاينکه نتونستم در مراسم سالگرد درگذشت پدر گراميتان شرکت کنم شرمنده و معذرت ميخوام و از اين طريق می خواستم تسليت بگم و طلب صبر برای شما و خانواده محترمتان دارم

 

دوشنبه ۸ اسفند ،۱۳۸٤

پيام تبريک دوستان برای يک سالگی بولتن مجازی

نويسنده: آذین

شنبه، 29 بهمن 1384، ساعت 20:1

سلام ؛ سالگرد تولد وبلاگمون رو تبریک میگم . تو این یک سال که زحمت اصلی با مدیر بولتن بوده و باید یه تشکر ویژه از آقای فرج پور بکنیم ! و تشکر از همه بچه ها و هم رشته هامون که اینجا خیلی از ناگفته ها رو نوشتند و گفتند ؛ حرفایی که شاید هیچ جای دیگری مجال گفتنش نبوده ... همگی خسته نباشید !

 

نويسنده: منوچهر

دوشنبه، 1 اسفند 1384، ساعت 15:54

با سلام اولين سالگرد تولد وبلاگمون رو تبريک ميگم و از آقای فرجپور و تمامی برو بچ وبلاگ تشکر و خسته نباشی عرض می کنم(موفق باشيد)

 

از ابراز لطف دوستان به بنده ٬ بسيار سپاسگذارم.

جديد:

نويسنده: leyla

سه شنبه، 9 اسفند 1384، ساعت 0:9

اميدوارم برای یه تبريک و خسته نباشید توپول دير نشده باشه . مطمئنم خيلی از برنامه ريزی ها و هماهنگی های برنامه هامون رو اگه وبلاگ نبود نمی تونستيم انجام بديم . مرسی محمد . واقعا خسته نباشی . خوشحاليم که تو رو تو جمع دوستامون داريم...

 

بابا بیخيال! ديگه زيادی دارين پپسی حرومم ميکنين ها !

نويسنده: روح سرگردان

سه شنبه، 9 اسفند 1384، ساعت 11:40

سلام دوستان. ببخشيد که دير شد. منم تولد بولتن رو به همه شما نخ سوزن مدير محترم بولتن تبريک عرض می کنم. اميدوارم اين وبلاگ نه چندان کوچولو يه روزي تبديل بشه به تمام شبکه های اينترنتی دنيا و ما اسم همديگه رو تو صدر تمام وبلاگها و سايتهای جهانی ببينيم. ( البته به جز اونهايی که فيلتر شدن )

 

ممنون دبير محترم. پيمانم اگه اتحاد داشته باشيم و اين يک‌صدايی و همکاری های صادقانه٬ بعد از دوران دانشجويی‌مون هم ادامه پيدا بکنه؛ زيادم آرزوی بعيدی نيست (البته ديگه نه تا اين حد که تو گفتی!). همين الانش با سرچ دادن اصطلاح «صنايع دستي» در سايت گوگل ٬ از بين ۱۰۹۰۰۰ لينک يافته شده٬ بولتن مجازی در رديف ۶۹ قرار داره. و همچنين با سرچ دادن جمله ی «دانشجويان صنايع دستي»٬ از بين ۱۳۰۰۰ لينک يافته‌ی بزرگترين موتورجستجوی جهان (گوگل)٬ اولين و دومين گزينه٬ آدرس وبلاگ ماست. (البته جو نگيرتمون ها ! نه بخاطر اينکه خيلی مهميم ! يه مقدارش هم برميگرده به تکنيک‌های فريب موتور جستجو . فکر می‌کنين چرا من تو بيشتر مطالب٬  مکررا اصطلاح «صنايع دستي» رو استفاده می کنم؟! ). بنابراين زياد هم دور از ذهن نيست. با مقداری تلاش شايد بتونيم به جايی برسيم که هرکی «صنايع دستي» سرچ بده٬ جزو ۱۰ پيشنهاد اول گوگل باشيم. و اين تو فضای اينترنت امتياز بزرگيه.

دوشنبه ۱٠ بهمن ،۱۳۸٤

خانم اکبرزاده: ممنون... واسه همه چيز.

نويسنده: farinoosh

يكشنبه، 9 بهمن 1384، ساعت 12:57

سلام به همه! ممنون... واسه همه چيز. خيلی خيلی خيلی خيلی ... از داشتن دوست های خوبی مثل شما خوشحالم. و از خدا می خوام همه شما رو شاد و سرحال و موفق نگه داره...

 

پنجشنبه ٦ بهمن ،۱۳۸٤

آقای فتح عليزاده: از لطف شما ممنونم

یادآوری مطالب قبلی

...به خاطر حضور در نمايشگاه توانمندی های صنايع دستی استان در مراغه تبريک عرض نموده و... بايد مسولين محترم سازمان صنايع دستی قبل از تصميم به برگزاری نمايشگاه يه مقدار بيشتر فکر کنن.

 

نويسنده: روح سرگردان

سه شنبه، 4 بهمن 1384، ساعت 12:11

از لطف شما ممنونم دوست عزیز. در مورد قسمت دوم گزارشتون هم یه سوالی داشتم....... اــــــــــــــــــی فکر که گفتی یعنی چه؟!!

 

 نــــــــيدونم !

جمعه ٢۳ دی ،۱۳۸٤

آقای طالب پور: از همه همكلاسياي عزيز و دوستان خوبم بخاطر تبريكات و لطفشون ممنونم

نويسنده: خسرو

جمعه، 23 دى 1384، ساعت 19:7

سلام... از همه همكلاسياي عزيز و دوستان خوبم بخاطر تبريكات و لطفشون ممنونم...انشاءالله موفقيتهاي شما دوستان داش منوچ و دانش جون آقايين

 

جمعه ٢۳ دی ،۱۳۸٤

تبريک‌های ارسالی به آقای طالب‌پور بمناسبت پيروزی در مسابقه کاريکاتور

نويسنده: منوچهر

پنجشنبه، 22 دى 1384، ساعت 15:58

سلام به همگی بنده وقتی که موفقيت داداش خسرو رو خوندم بسيار متحول و خوشحال شدم که از بين ورودی های ۸۳ هم يکی موفقيت جهانی کسب کرده بنوبه خودم و از طرف بچه ها اين مقام را به ايشان و خانواده محترمشان و تمام هم رشته ای ها تبريک ميگم و ايشان را مايه افتخار پيام نور می دانم

 

نويسنده: دانش

پنجشنبه، 22 دى 1384، ساعت 16:2

سلام من هم موفقيت دوست عزيزم آقاي خسرو طالب پور را به خودش و خانواده محترم و تمام همکلاسان تبريک ميگم

 

پنجشنبه ٢٢ دی ،۱۳۸٤

دبير انجمن: می تونيم تو اين نمايشگاه هم شرکت کنيم (در رابطه با نمايشگاه صنايع دستی مراغه)

نويسنده: روح سرگردان

پنجشنبه، 22 دى 1384، ساعت 1:10

سلام. اگه برو بچ مايل باشن می تونيم تو اين نمايشگاه هم شرکت کنيم. خيلی خوبه. فقط هرچه زود تر اقدام کنين.

یکشنبه ۱۱ دی ،۱۳۸٤

پيام يک کاربر ميهمان در صفحه بانک اطلاعات هنری

نويسنده: mahnaz

دوشنبه، 5 دى 1384، ساعت 20:1

سلام اگر عکس چند نمونه از آثار هم باشد بهتر است متشکر

 

شنبه ۳ دی ،۱۳۸٤

خانم صادق: صفحه تريبون خطای ۴۰۴ رو ميده

نويسنده: leyla

سه شنبه، 29 آذر 1384، ساعت 0:10

سلام . اين لينك هنرمندا كه گذاشتي : ۱- سهرابي و صابري كه يه سايت نيمه كاره مشترك هستن۲- محمديان هم صفحه اصلي پرشين بلاگه ! چه جورياس؟

 

 
اتفاقا همين ديروز خود آقای تورج صابری به من pm گذاشته و ضمن تشکر از اطلاع رسانی برنامه نمايشگاه (خودم هم Error دادم که از کجا فهميده !)٬ نوشته که آدرس سايت ايشون www.saberyvand.com هست و اشتباها pazineh.com نوشته شده بوده. بازم ممنون از اينکه خطاهای موجود در وبلاگ رو به اطلاع بنده ميرسونيد.
 

نويسنده: leyla

سه شنبه، 29 آذر 1384، ساعت 0:18

يه مشکل ديگه اين ۳مين بار تو يه روزه که صفحه تريبون خطای ۴۰۴ رو ميده ..باور کن جدي ميگم!!!

 

از خانم صادق٬ خانم اخياری و آقای فتح‌عليزاده بخاطر اطلاع رسانی مشکل فوق الذکر خيلی ممنونم. همونطور که از طريق تابلوی گفتمان صفحه اصلی عرض کردم٬ مشکل از خود سرويس بود و خوشبختانه امروز مرتفع شد.

جمعه ٢٥ آذر ،۱۳۸٤
استاد نصيری: اگر بخواهیم لباس غربی به هنر ایران بپوشانیم کاملا بی مفهوم خواهد بود
 

یادآوری مطالب قبلی

...نظامی مطلق در هنرهای سنتی هست که مانع بروز خلاقيت می‌شوند...  (رجوع به صفحه اول٬ مورخه ۴ آذر)  

نويسنده: nasiri

پنجشنبه، 10 آذر 1384، ساعت 15:6

...ونتيجه کم دانشی و عدم شناخت هنر ايران وجهان و عدم مطالعه کافی در اين زمينه است که درهای خلاقيت را مورد...

 

... اونا مدرنيسم و گاها پست مدرنيسم رو هم پشت‌سر گذاشتند...ما خلاقيت داريم اما اجازه‌ی اعمال خلاقيت رو نداريم...

...بصورت اتفاقی يا اشتباهی وارد مقوله هنر ببخشيد صنايع دستی شده ايد اما قاعدتا دغدغه اين رشته را نداريد ...بجای صغری کبری چيدن برای هنر سنتی حداقل مطالعه کنيد که از من نوعی درخواست نمونه...  (رجوع به تابلوی گفتمان همين صفحه) 

...به خاطر توهين‌های به‌حق‌تون سپاسگذارم...دغدغه‌ی من جامعه‌ای‌ست که مطالبات روحی‌اش در هنر موجود ارضا نميشه...پيوند اشتباهی است که ميان هنر سنتی و مسائل قدسی بسته شده... همفکران بنده که از همکارانتون هستند و سطح سوادشون هم قابل انکار نيست رو چه ميکنيد؟

 

نويسنده: نصیری

سه شنبه، 22 آذر 1384، ساعت 13:47

دوست عزیز البته که من قصد توهین نه به شما و نه به هرکس دیگر را ندارم و نداشته ام و اگر لحن متفاوت است در مقابل لحن خودتان میباشد 1- هر آنکس که در مقابل نوآوری و فکر نو قرار بگیرد احتمال آنکه دچار مشکل است شک نکنید. 2-در مورد اینکه هنر ایران نیاز به دیدگاهی تازه وایده هایی بروز دارد جای شکی نیست. اما چند نکته اساسی است که درک موضوع را تسهیل می کند فلسفه وجودی هنر ایران با فلسفه وجودی هنر غرب از بدو پیدایش متفاوت بوده به صورتیکه هنر ایران آرمانگربوده اما مرکز توجه هنر غربی انسان بوده است. پس اگر ما مثل یک غربی به هنر خود نگاه کنیم طبیعتا متفاوت خواهد بود که نمونه آن را نگاه غریب ایرانی به هنر غرب است و اگر بخواهیم لباس غربی به هنر ایران بپوشانیم کاملا بی مفهوم خواهد بود

 

استاد گرامی٬ خوشحالم که نکات مشترک فکری زيادی با هم داريم. شايد اختلاف نظر ها بر سر جزئيات هست. مقداری هم برميگرده به سو تفاهمات. شايد بنده نتونستم منظورم رو خوب بيان کنم. استاد عزيز مقصود ما هم از اين نگرش نو٬ کپی کردن و پياده‌سازی جريان نوگرايی غرب نيست. هرچند که اگر هم روزی نتيجه بگيريم که فلسفه‌ی هنر ما برای انسان حاضر مناسب نيست و نياز به ديدگاه غربی در هنرمون داريم٬ بازم نبايد تعصب نشون داد و مقاومت کرد٬ چون اين فلسفه و نگرش رو هم انسان برای خودش تدوين کرده و هروقت بخواد و نياز باشه ميتونه به راحتی در اون تجديد نظر کنه (البته منظورم اين نيست که انسان امروزی اين نتيجه رو گرفته و به آرمانگرايی نيازی نداره٬ اما تجديد نظر حتی در فلسفه‌ی هنرمون هم قابل پذيرش هست و دليل نداره چون پدران ما آرمانگرا بودند پس ما هم اينچنين باشيم٬ بلکه تنها دليل بقای اون بايد وجود نياز به اين ديدگاه باشه). مطمئنا اگر حرکت مدرن‌گرايی با تدبير و دانش و تسلط کافی انجام بشه(همونطور که شما فرموديد) ميتونه منطبق بر ساختار فلسفی هنرمون باشه و لطمه‌ايی هم به ماهيتش وارد نکنه. غرب سير تحول هنر خودش رو طی کرده و به مدرنيسم هنر خودش رسيده. ما هم ميتونيم در هنر خودمون به مدرنيسم برسيم؛ لازم نيست که حتما تفکر مدرنيسم غرب رو بهش تزريق کنيم. نبايد تصور کرد چون غرب در نوگرايی پيش‌قدم بوده٬ پس تجدد ما هم پيرو جريان نوگرايی اون‌ها خواهد بود. همچنان که اگر اون‌ها هم در مواردی به هنر مشرق زمين گرویدند٬ هيچگاه نه تماما شرقی فکر کرده‌اند و نه اثر کاملا شرقی آفريدند. بلکه اين رجعت تنها در حد يک الهام بوده و باعث تنوع بخشی به شکل تکراری مدرنيسم‌شان شده است.

جمعه ٢٥ آذر ،۱۳۸٤

نظر دوستان نسبت به بحث ميان بنده و استاد نصيری

یادآوری مطالب قبلی (رجوع به مطلب ۲۱ آذر همين صفحه)

نصيری: ...آقای فرجپور نميدانم که بصورت اتفاقی يا اشتباهی وارد مقوله هنر ببخشيد صنايع دستی شده ايد اما قاعدتا دغدغه اين رشته را نداريد...

...برای هنرمند امروز که هم خود و هم مخاطبش به تعريف و درک متفاوتی از زيبايی رسيده٬ گاها نقش محدودگر و بازدارنده‌ای رو در خلق و ابراز زيبايی‌های جديدش ايفا ميکنه...از هنر چند قرن پيش ارضا نميشيم و ضمير ناخودآگاه‌مون يه چيز جديد و يا حداقل يه شکل...

 

نويسنده: leyla

سه شنبه، 22 آذر 1384، ساعت 12:20

مرسی محمد . شايد من به اندازه تو قدرت بيان نداشته باشم ولی مطمئنم تو حرف من و بقيه رو به بهترين شکل ممکنه زدی .. هميشه سبز باشی

 

 

نويسنده: روح سرگردان

سه شنبه، 22 آذر 1384، ساعت 19:53

دوستان عزيز توی اين دنيا که ملت دارن به عناوين مختلف از دست ميرن و هر لحظه به ورطه سقوط نزديک ميشن شما اومدين چسبيدين از يقه همديگه که چرا سنتی يا مدن کار می کنين؟ چرا لحن شما اينوريه يا اونوری؟ چرا شما .....؟ چرا......؟ .....؟ ..؟ ؟؟؟؟؟

 

دوشنبه ٢۱ آذر ،۱۳۸٤

استاد نصيری: بصورت اتفاقی يا اشتباهی وارد مقوله هنر شده ايد

یادآوری مطالب قبلی

جلسه‌ی نگرش مدرن به هنرهای سنتی برگزار شد...نظامی مطلق در هنرهای سنتی هست که مانع بروز خلاقيت می‌شوند...ميدان جهت نوآوری در هنرهای سنتی وجود نداره.  (رجوع به صفحه اول٬ مورخه ۴ آذر) 

نويسنده: nasiri

پنجشنبه، 10 آذر 1384، ساعت 15:6

...ونتيجه کم دانشی و عدم شناخت هنر ايران وجهان و عدم مطالعه کافی در اين زمينه است که درهای خلاقيت را مورد هنر ايران برای خود ببنديم و کورکورانه دنباله رو حرکتی باشيم که در دهه های قبلی در اروپا مضمحل گشته...دوست عزيز هنر مه همه چيز دارد واگر شما خلاقيت نداريد مقصر هنر ايران نيست

 

... اونا مدرنيسم و گاها پست مدرنيسم رو هم پشت‌سر گذاشتند٬ اما ما هنوز در اول راه‌هيم...هنر سنتی ايران نه صرفا به خاطر محبوبيت و جايگاه مناسب اجتماعی اش بلکه به خاطر توجه تقدس‌مابانه و حمايت‌های گاها فراتر از معمول هست که...ما خلاقيت داريم اما اجازه‌ی اعمال خلاقيت رو نداريم...شما که می‌فرماييد هنر ايران همه چيز داره٬ خوشحال ميشيم چند نمونه برامون مثال بزنيد 

 

نصيری: جناب آقای فرجپور نميدانم که بصورت اتفاقی يا اشتباهی وارد مقوله هنر ببخشيد صنايع دستی شده ايد اما قاعدتا دغدغه اين رشته را نداريد چون به هر عنوان شما دانشجوی رشته صنايع دستی در دانشگاه پيام نور واحد تبريز هستيدو اين يک واقعيت است پس اگر با هنر سنتی و بقول خودتان سنتگرايی و ماندن در چارچوب تقدس گرايی مشکل داريد با استفاده از دانش دانش دانش تغيير رشته بديد و در يک دانشگاه ديگر ودر رشته ای که دست و پا گير نباشد تحصيل کنيد. نکته دوم آنکه بجای صغری کبری چيدن برای هنر سنتی حداقل مطالعه مطالعه مطالعه کنيد که از من نوعی درخواست نمونه برای هنر نباشيد. نکته بخ ...                  (رجوع به تابلوی گفتمان همين صفحه)

استاد بزرگوار ابتدا از شما به‌خاطر اشتباهی که در شناسايی جنابعالی رخ داده و موجب عدم رعايت حرمت استاد شاگردی در لحن پاسخ بنده شده بود بسيار پوزش ميخوام.(اما موکدا عرض ميکنم بخاطر لحن پاسخ٬ نه متن پاسخ. چون معتقدم انسان بايد طرز فکرش رو بی‌پروا و بدون هيچگونه محافظه‌کاری بيان کنه؛ و صد البته اينقدر شهامت دارم که اگه کسی اثبات کنه دارم اشتباه فکر ميکنم٬ با جون و دل بپذيرم.) و ضمنا به خاطر توهين‌های به‌حق‌تون سپاسگذارم (۱. چوب معلم گله٬ هر که نخوره... ۲. هرچه از دوست رسد نيکوست). البته همه‌ی اين حرفها متعلق به خود بنده نيست.من گزارشی کوتاه از جلسه رو با مقداری اعمال نظر شخصی ابنجا نوشتم و مطمئنا با تعدادی از اساتيد و هم‌رشته‌ها هم نکات مشترک فکری دارم٬ اما چون مسئول اين وبلاگ منم٬ طبيعتا همه‌ی توپ‌ها هم من متکلم رو نشانه ميگيرن.

ضمنا خواهشمندم برای ارسال پيام‌های طولانی از «تابلوی گفتمان» استفاده نفرماييد٬ چون ظرفيت کاراکترهای ارسالی اين ابزار محدود هست و متاسفانه قسمتی از پيامتون ثبت نشده. ميتونين از بخش «ارسال نظرات» استفاده بفرمايين.

صحبت از واقعيت فرموديد و ياد اين جمله‌ی آلبرت اينشتين افتادم: «اگر واقعيت با تئوری جور در نمی‌آيد٬ واقعيت رو تغيير بده». چرا من تغيير رشته بدم استاد٬ يعنی واقعا جايی برای تغيير و تحول در صنايع دستی مون وجود نداره؟! از نظر شما واقعيت يعنی اونی که هست و بودنش هم مطلقه؟! مگر اين چارچوب‌ها رو (در هنر) انسان بوجود نياورده؟! پس هر وقت هم نياز شد ميتونه در اونا باز بينی کنه. چرا فکر ميکنيم که اعمال نوگرايی در سنت‌هامون٬ زير سوال بردن اون‌هاست؟! اصلا چرا بايد در هنر خودمونو الزاما به چهارچوب و محدوده مقيد کنيم؟! مگر هدف خلق زيبايی‌های بصری و معرفتی نيست؟! بايد قبول کرد که چهارچوب موجود در هنر سنتی به نسبت انسان عصر معاصرش بوجود اومده و شايد لازمه‌ی شرايط موجود خودش هم بوده٬ اما برای هنرمند امروز که هم خود و هم مخاطبش به تعريف و درک متفاوتی از زيبايی رسيده٬ گاها (نه هميشه) نقش محدودگر و بازدارنده‌ای رو در خلق و ابراز زيبايی‌های جديدش ايفا ميکنه. وقتی صحبت از تجديد نظر ميشه٬ به هيچ وجه منظور انکار سنت‌ها و قطع ريشه‌ها نيست؛ بحث سر فاصله‌‌ی چند صد ساله‌ايست که هنر ما از خود ما باز کرده.گويا ما در نقطه‌ای از تاريخ٬ فراموش کرديم هنرمون رو هم با خودمون بياريم و يا اينکه خودمون زيادی اومديم و بهتره که برگرديم (قضاوت بين اين دو حالت رو بايد به عهده‌ی جامعه و خرد جمعی اون گذاشت؛ چرا که هنر٬ متعلق به جامعه و همه‌ی کاراکترهای اون اعم از پايين‌ترين و بالاترين سطح تفکرهاست). استاد عزيز شما دغدغه‌رو چی تعريف ميکنيد؟! اولا که هنر برای من هست نه من برای هنر؛ دغدغه‌ی من جامعه‌ای‌ست که مطالبات روحی‌اش در هنر موجود ارضا نميشه (نميگم حتما هميشه اينطور هست)؛ من هيچگاه محور رو حول چرخ اون نمی‌گردونم. ثانيا دغدغه‌ی من برای رشته‌ی تحصيلی‌ام٬ آستين بالا زدن برای حفظ و جلوگيری از فراموشی اون هست؛ روشی رو هم که برای تحقق به اين هدف مناسب ميدونم٬ هماهنگ‌سازی اون با نياز انسان معاصر هست (البته اين به معنای باج دادن و تسليم مطلق به ذائقه‌ی مخاطب نيست)؛ و شايد هرگز نشه انسانی رو که -چه خوب و يا چه بد - از مفاهيم هنر سنتی فاصله باز کرده٬ برای درک اين مفاهيم حتی با ارزش٬ به اون فضا بازگردوند. بياييد قبول کنيم نگرش انسان امروز خيلی عوض شده و عدم اين به روز رسانی٬ بزرگترين زيان رو به خود هنر و هنرمند وارد ميکنه.پس اگه يه ذره تامل کنيم شايد بشه نتيجه گرفت دغدغه‌ی واقعی رو من و امثال من داريم.

آقای نصيری بنده با تقدس گرايی مشکلی ندارم٬ بلکه مشکلم با پيوند اشتباهی است که ميان هنر سنتی و مسائل قدسی بسته شده. ما خيلی وقتها خيلی چيزها رو به مسائل مذهبی و ربانی و عرفانی ربط ميديم و باعث ايجاد خرافه‌‌ها ميشيم.نميگم اصلا اين ارتباط وجود نداره٬ اما قبول کنيم که اغراق ميشه و از طرفی٬ بر فرض اگر هم بوده٬ متاسفانه ديگه برای انسان عصر ماشين قابل لمس نيست.

در مورد معضل کم‌سوادی در بين دانشجويان هنر کاملا موافقم و شايد خودم بهترين نمونه برای اثباتش باشم. اما وقتی علت رو بررسی ميکنیم شايد بی‌انصافی بشه اگه همه‌ی تقصير رو گردن دانشجو انداخت. مگه بهترين جا برای کسب دانش٬ دانشگاه نيست؟! (مطالعه خارج از اين محيط به جای خود) چند روز پيش از دوستان شنيدم که جنابعالی جزو معدود اساتيدی هستيد که از بنيه‌ی تئوريک خوبی در کنار تکنيک و فن برخورداريد و تو کلاسهاتون کم‌و بيش اونو در اختيار دانشجو قرار ميديد٬ جای بسی خوشحاليه اگه اينطور باشه ! اما چند درصد از اساتيد هنرهای سنتی ما اينجورين؟! هيچ ميدونين که درصد قابل‌توجهی از اساتيد ما کاملا تجربی هستن و تحصيلاتی در حد متوسطه و يا تحصيلات دانشگاهی بی‌ريط به رشته دارن؟! حتی اگر سوادش رو داشته باشن٬ چند درصد سرفصلهامون به ابعاد تئوريک ٬ فلسفه و مفاهيم هنر اختصاص داده شده؟! چند درصد از کتابهايی که به عنوان منبع درسی‌مون از اونا امتحان ميديم٬ واقعا چيزی برای آموختن دارن؟! فرق بين ما و يک کارآموز آموزشگاه سازمان صنايع‌دستی چيه؟! از طرف ديگه اگه اين نگرش بنده رو متاثر از عدم اشراف به هنر ايران و کمبود سطح دانشم ميدونيد (که حقيقتا کم تاثير هم نيست)٬ جمع درخور توجه همفکران بنده که از همکارانتون هستند و سطح سوادشون هم قابل انکار نيست رو چه ميکنيد؟! و از بعد ديگه٬ بنده نه به عنوان يک دانشجوی هنر و اصلا نه به عنوان يک دانشجو٬ بلکه در قالب يک مخاطب عام و به زيان خيلی عاميانه ميگم که: «من و امثال من٬ بنا به دلايلی که عرض شد٬ از هنر چند قرن پيش ارضا نميشيم و ضمير ناخودآگاه‌مون يه چيز جديد و يا حداقل يه شکل جديد از اين هنر سنتی رو می‌طلبه». مگر آدم بی‌سواد حق تشخيص و اظهار نظر در مورد زيبايی‌ها رو نداره؟! مگه زيبايی و ارزش هنر سنتی برای مخاطب هم عصرش٬ ناشی از سواد و اشراف انسان اون زمان به اين هنر بود؟! نه! چيزی از دورن ندای نياز به اون رو ميداد٬ که متاسفانه و يا خوشبختانه ديگه اون ندا را به اون رونق سابق نمی‌شنویم استاد عزيز.

شنبه ۱٩ آذر ،۱۳۸٤

اولين پيام ارسالی آقای لطفی/۸۲ به بولتن مجازی

نويسنده: اورمان

جمعه، 18 آذر 1384، ساعت 22:38

سلام خداحافظ اي روحسرگردان دست ازسرمابردار اي پليد اي كريه اي سرو قامت اي هفت اي كاشف نفت دست از سر ما بردار اي سردار

 

آقای لطفی٬ ورود شما را به عرصه زغال‌فرسايان بولتن مجازی تبريک ميگم. حالا چرا نيومده گير دادی به اين پيمان بدبخت ؟!

This Template only designed for Sanayedasti.persianblog.ir Weblog. Copyright © 2005 Sam Farajpour Ghamary. All rights reserved.